چندی پیش از مرحوم احمد بورقانی مطلبی با عنوان "اخلاق و رفتار شرقی ما" در روزنامه اعتماد ملی خواندم. نوشته او به دلم نشست؛ به همین خاطر پس از فوت آن مرحوم که نوشته را مجدداً پایگاه اینترنتی فرارو منتشر کرد، دوباره خواندمش. البته اصلاً فکرش را نمیکردم که چنین ماجرایی سر من هم بیاید.
حدود ۲۰ روز پیش در پایگاه خبری استانی آینانیوز خواندم که در واکنش به مصاحبه انتقادی و تقریباً غیر معمول هادی عابدی، خبرنگار هفتهنامه سطر اول، با استاندار آذربایجان غربی، مهدی صمدی در نقد مخالفان دولت و از جمله مصاحبه عابدی پیشنهاد مناظره به خبرنگار سطر اول داده است. آینا نیوز نوشته بود که در کنار این دو روزنامهنگار، دو نفر از شخصیتهای سیاسی اصولگرا و اصلاحطلب نیز در مناظره شرکت خواهند کرد. خبر را مانند دهها خبر دیگر خواندم و گذشتم، تا اینکه حدود 2 هفته پیش سعید پورحیدر گفت که من یکی از افراد مد نظر دوستان اصولگرا برای این مناظره بودهام!!! جز خنده و تعجب چیزی نداشتم که بگویم. آن قدر این موضوع برایم غیر قابل باور بود که آن را صرفاً یک شوخی تلقی کردم و بی تفاوت از کنار آن گذشتم. 2 شب پیش دوست خوبم مرتضی علیاصغری از من در مورد حضورم در مناظره پرسید! برق از کلهام پرید. گفتم ماجرا چیست؟ مرتضی گفت که سعید این موضوع را نوشته و البته در نوشتهاش اندکی هم در مورد دانه ارزن بودن من و یل بودن دوستان اصلاحطلب نوشته است!
نمیدانم این نقش سیاسی را کدام عزیز بر گرده این حقیر قرار داده که خبر آن را باید در وبلاگها بخوانم؛ اما دوستانی که با مشی من آشنایی دارند میدانند که هیچگاه دوگانههای رادیکال سیاسی را برنتابیدهام و اصولاً کار خودم را حضور در میادینی اینچنین نداستهام. دوگانههای غلیظ و سخت، هنری جز اغتشاش فضای سیاسی و ازبین بردن بخشی از توان ایران عزیز اسلامی ندارند؛ هرچند در جامعه ما سکه رایج روزگار بودهاند و هستند، در این وادی هم، من هیچم و آن یک دانه ارزن هم قلندران این میدانند.
نوشته مرحوم بورقانی را بخوانید تا خوشمزگی این رفتارها را بیشتر بچشید!
***