تبليغاتX
گردون

در چند ماهی که وارد فضای مجازی شده ام، کوشیدم گردون فضایی برای ظهور و بروز "خود"م باشد. در همین راستا، نظرات را نیز انعکاس"خود"های ارزشمند دیگران تلقی کرده ام؛ به همین دلیل و با توجه به محتوای نوشته هایم، نظرات به صورت آزاد نمایش داده شده اند. چندی پیش متأسفانه، فردی به صورت پیوسته و مکرر در بخش نظرات، گروهی از شهروندان عزیز ایران اسلامی ـ و از جمله نویسنده این سطورـ را به دشنام و ناسزا خطاب می کرد، و من نیز در حد توانم و بعضاً روزانه چندبار، نظر موصوف را حذف می کردم و خوشبختانه فعلاً خبر مجددی از ایشان نشده است.

اینک در آستانه انتخابات، گروهی سعی دارند، به صورت بی نام ونشان از بخش نظرات گردون و نیز سایر وبلاگهای دوستان اورموی برای تخریب نامزدها و مشوش کردن فضای رقابتها بهره گیرند. متأسفانه این حرکات در چند ماه گذشته موجب شد که دکتر گودرز صادقی برای حفظ حریم اخلاق و اشخاص، نظرات را ممیزی کند، دوستان دیگری چون ایرج فتاح و حسام شیرازی به دلیل آلوده شدن فضا، عرصه وبلاگ را ترک کنند.البته من ـ ب عرض پوزش ـ حرکت این دو عزیز را قابل دفاع نمی دانم و معتقدم در محیط مجازی بسیاری از زشتیها و نیکوییها همسایه اندو اگر به واقع علاقمند به زیباییها هستیم، فقط و فقط باید با حضور موثر در میدان به این مهم بپردازیم.

با اجازه خوانندگان گرامی، نظراتی را که متضمن توهین به اشخاص یا حریم اخلاق است حذف می کنم ؛ البته امیدوارم که هیچگاه مجبور به ممیزی نظرات قبل از نمایش نشوم.

از خــــدا جویـیم توفیــق ادب                           بی ادب محروم ماند از لطف رب

بی ادب تنها نه خود را داشت بد                       بلکه آتـش بر همـه آفـاق زد 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 22:15 توسط فائز دین پرست |

 

 

1-در مورد انقلاب اسلامی ایران، دوست و دشمن بسیار گفته­اند و بسیار شنفته­ایم.  خیزش توفنده مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) در سال 57 یکی از بزرگترین تحولات تاریخ معاصر ایران است. اتفاقات مهم تاریخ معاصر ایران را به نظرم می­توان با مسأله تجدد به عنوان امر محوری تحلیل کرد.  نهصت مشروطه، استقرار پهلوی و اصلاحات اقتدارگرایانه رضاخانی، باستانگرایی شوونیستی، حرکات چپ در عرصه سیاسی و اقتصادی، دین­گریزی­ها و دین­ستیزی­های روشنفکرمآبانه، رویای تمدن بزرگ محمدرضا پهلوی و ... را می­توان جلوه­های متفاوت و گاه متعارض از آرمان تجدد ایرانی یا ایران متجدد تلقی کرد.

2-انقلاب اسلامی نه تنها حرکتی مغایر با آرمان پیشین نبود، بلکه این حرکت سترگ انقلابی، آرمان پیشین را به گونه­ای استعلایی پی می­گرفت. انقلاب اسلامی در کلیت خود " پیشرفت" را در با هویت "خودی" و دینی قرین می­کرد؛ اسلام و ایران را توأمان می­دید.  انقلاب اسلامی نافی استبداد و استعمار بود و شعار اصلی آن«استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» همه­جانبه بودن آن را روایت می­کرد.

3-انقلاب ایران به معنای واقعی کلمه مردمی بود. انقلاب آینه­ای بود که همه مردم ایران خواست­ها و اهداف خود را در آن می­دیدند. انقلاب ترجمان مردم و اراده ایشان بود. انقلاب وجودی غیر از مردم نداشت و ذهنیت مردم نیز قالبی جز انقلاب نداشت. کار کردن برای انقلاب، بی منت بود چون به واقع تلاش برای خود بود و اصولاً نمی­­توانست منتی متوجه کس یا چیزی کند.

4- انقلاب اسلامی ایران پروژه­ای ناتمام است؛ چرا که آرمانهای مردم در جریان نهضت 57، آرمانهایی ماندگارند.

استقلال وآزادی، پایمردی و پایداری می­خواهد و دو بال اسلامیت و جمهوریت پاسداری. بی­تردید حرکت زلال انقلاب به واسطه ماهیت بشری آن افت و خیزها  و افراط و تفریط­هایی داشته است. همچنین گذر ایام و دگرگون شدن شرائط روزگار تغییرهای شایسته و بایسته­ای در مسیر ایجاد می­کند؛ اما در عین حال اصل انقلاب زنده و ماناست و باید باشد.

5- ایام دهه فجر جشن انقلاب است و زمان بازگویی خاطرات و اهداف انقلاب. اما همچنین زمان مناسبی است برای تأمل و بازخوانی عمل­کردمان در پیگیری آرمانهای انقلاب. این مهم فقط ناظر به مسئولان گذشته و حال نیست. گفتارهای روزانه ما نشان می­دهد که همه آرزوی زندگی مادی و معنوی شایسته داریم. این هدف همان آرمان انقلاب است. باید بیندیشیم که برای نیل به مقصود چه کرده­ایم و چه می­کنیم؟  امید آنکه این ارزیابی به دور از تعارفها و مجاملات معمولمان باشد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 23:43 توسط فائز دین پرست |